تبلیغات
بهترین وبلاگ اساسین کرید - داستان اساسین کرید1


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

صفحات جانبی:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

داستان اساسین کرید1

یکشنبه 14 آبان 1391-04:44 ب.ظ

    حتماداستان اساسین کیرید روشنیدیدداستان اون ازاین قراره که سال هاپیش مردی به نام الطایر زندگی میکرداون هرگزبه زنی علاقه مندنشدولی نسل هابعدبچه ای به دنیااومدکه دی ان ای اش با الطایرمطابقت داشت                                                                                                                                                                    یک دکتر ازاین قضیه باخبرشدو اون پسر روبه آزمایشگاه خودش برددکترمی خواست اون رو به زمان الطایرببره وقتی پسر ازقضیه خبردارشد نمی خواست بره ولی دکتر قانعش کرد بعداون روی تخت درازکشیدوپس گذرونددن آموزش های لازم به سال هاقبل رفت دیگه اون الطایریا اساسین کیرید بود ناگهان خودش روبین دواساسین دیگر دید آنهاداخل یک کوهستان بودندو ما موریتشان ازبین بردن دشمن بودپس ازکشتن نگهبان ها باسلاح هایدنبلیدبه فرمانده شان حمله می بریم ولی او اتسیو رابه طرفی پرت میکندناگهان یک سنگ بزرگ از بالای کوه می افتدوالطایر و دو اساسین دیگر از هم جدا می شوند به همین خاطر الطایر به قصر اساسین ها برگشت رییس اساسین ها خیلی از دست اوناراحت شد اما زیاد به روی خودش نیاورد ناگهان مسیحی ها با لشکر عظیم شان به آن جا حمله کردند ولی اساسین ها در قلعه را بستند مسیحی ها دربیرون در قلعه انتظار کشیدند در همین هنگام الطایریا اساسین کیرید به پشت در قلعه رفت و از یک سکو بالا رفت در آن جا یک دسته از جوب های بسیار بلند تناب پیچ شده بودندو الطایر تناب آن ها را پاره کرد تمام چوب ها پایین روی سر مسیحی ها ریخت پس مسیحی ها از بین رفتند الطایر پیش فر مانده شان بر گشت ولی ناگهان دو اساسین او را از پشت می گیرند و فر مانده اساسین ها او را با چا قو زد به این تر تیب باز هم الطایر به سرزمین خو دش بازگشت اون از تخت پایین اومد و از دکتر خواست که باز هم او را به دنیای اساسین ها ببرد ولی دکتر قبول نکرد اما الطایر آنقدر اسرار کرد تا این که دکتر قبول کرد پس الطایردو باره پیش فرمانده اش برگشت فرمانده تمام سلاح های او را گرفته بود ولی به الطایر قول داد که هر ماموریتی را که انجام داد یکی از سلاح هایش را به او پس بدهد اولین ماموریتی که باید انجام می داد دزدیدن یک کوزه از یک مرد دست فروش بود بدون این که  خود آن مرد بفهمد وماموریت دوم آن به دام انداختن کسی بود که بر علیه اساسین ها در میدان شهر سخنرانی میکرد پس الطایر برای انجام دادن ماموریت اول به بازار شهر رفت در آن جا روی یک صندلی نزدیک دست فروش ها نشست ومنتظر شد تا حرف آن دو با هم تمام شود بعد از آن که حرف زن ومرد تمام شد از هم جدا شدند و هر کدام به یک سو رفتند اما الطایر سرش کلاه نرفت وبه دنبال مرد رفت چون کوزه را مرد به همراه داشت بعد الطایر به دنبال مرد راه افتاد مرد دست فروش پس از راه افتادن چند بار سرش را برگرداند که مطمنئن شود کسی او را تعقیب نمیکند اما هر بار الطایر خود را با مهارت مخفی کردو وقتی که دست فروش اصلا انتظارش رانداشت کوزه را ا او دزدید بعد هم به سراغ ماموریت دومش رفت همان طور که رییسش گفته بود آن مرد داشت در میدان شهر  بر علیه اساسین ها حرف میزد پس از مدتی الطایر به پیش آن مرد رفت وبه او گفت رئیس اساسین ها  با تو کار دارد ولی مرد  یک مشت به صورت الطایرکوبید الطایر هم با مرد  در گیر شد  پس از مدتی مرد فهمید که مقاومت در برابر الطایر بی نتیجه است پس تسلیم شد بعد از این که الطایر آن مرد را پیش رئیس اساسین ها برد رئیس آن خائن را با شمشیر کشت و بعد همان شمشیر را به الطایر داد  سلاح بعدی که الطایر  پس  گرفت هایدنبلید بود  او پس از پس گرفتن این دو سلاح به سراغ ماموریت دومش می رفت وهمین کار را هم کرد ولی باید برای انجام این ماموریت به یک کشور دیگر می رفت تا نیمه ی راه که در دست اساسین ها بود ولی از نیمه ی راه به بعد در دست دشمن بود  و  اساسین ها و دشمنان  هیچ یک به مرز یک دیگر تجاوز  نمی کردند  الطایر  پس از پیمودن نیمه ی راه دیگر کمک اساسین ها را نداشت به همین خاطر در راه باید با آمادگی بیشتری جلو می رفت او پس از پشت سر گذاشتن خطر های سر راه خود به آن کشور رسید اما چهار نفر را برای محافظت از دروازه ی شهر گذاشته بودند الطایر می توانست آن ها را بکشد ولی خود را در میان چند اساسین دیگر مخفی کرد به این ترتیب او از دروازه ی شهر نیز گذشت و وارد شهر شد

او ابتدا بر بالای یک ارتفاع رفت تا کاملا نقشه ی شهر را بلد شود  بعد از مسلط شدن او بر نقشه رفت تااولین ماموریت خود در آن شهر را آغاز کند  پس به قسمتی از شهر که چند مغازه در آن وجود داشت  رفت منتظر ماند تا حرف دو مغازه دار تمام شود پس از این که حرف شان تمام شد از هم جدا شدند  الطایر یکی از آن ها را تعقیب کرد و بعد یک وسیله که آن مرد به همراه داشت را دزدید وآن رابه کوزه گر  اساسین شهر داد در عوض کوزه گر محلی که دشمن اساسین ها بود را به او گفت پس الطایر به میدان شهر رفت تا با دشمن مبارزه کند درآن جا دید که یک مرد قرمز پوش و یارانش دارند بر سر  یک مرد بینوا فریاد می زنند پس از چند دقیقه آن مرد قرمز پوش با خنجر چندین ضربه ی محکم به آن مرد زد و او را کشت  الطایر خیلی عصبانی شد و به رئیس قرمز ها حمله برد نبرد خیلی سختی برای الطایر بود چون او در برابر یاران مرد قرمز پوش و نگهبان های شهر  و از همه مهم تر خود مرد قرمز پوش که خیلی قوی بود تک افتاده بود ولی با سعی فراوان توانست آن مرد را زمین بزند و بعد با سلاح هایدنبلید به روی مرد افتاد  ناکهان آن دو وارد دنیای مجازی شدند مرد قرمز پوش بعد از چند لحظه مرد الطایر یک پر به گرد خون آلود مرد کشید و بعداز دنیای مجازی خارج شد وقتی سرباز ها دیدند که فرمانده شان مرده فرار کردند اتسیو هم از فرصت     




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

Buy cialis online
دوشنبه 22 مرداد 1397 11:51 ب.ظ

Awesome postings. Many thanks!
when will generic cialis be available only best offers 100mg cialis cialis en 24 hora cialis daily cialis generique buy original cialis cialis prezzo in linea basso cialis generisches kanada enter site very cheap cialis we like it cialis price
Buy cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 12:53 ب.ظ

Good write ups. Cheers!
cialis sans ordonnance purchasing cialis on the internet buy original cialis cialis 5 mg schweiz venta de cialis canada low dose cialis blood pressure cialis professional from usa we use it cialis online store cialis daily dose generic cialis generico online
Buy cialis
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 01:11 ب.ظ

Whoa tons of superb data!
cialis 5 mg cialis coupons printable tadalafil 20mg cialis cipla best buy cialis 5 mg effetti collateral generic cialis safe dosage for cialis weblink price cialis buy brand cialis cheap cialis canada
Viagra generic
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 07:24 ب.ظ

Whoa a lot of fantastic data.
buying viagra online forum order cheap viagra generic levitra buy viagra uk pharmacy were to buy viagra buy online viagra is buying viagra online safe viagra with prescription online how old to buy viagra ordering viagra online
Buy generic cialis
شنبه 18 فروردین 1397 08:51 ب.ظ

Thanks a lot, An abundance of information!

cialis tablets australia sublingual cialis online non 5 mg cialis generici cialis kaufen wo comprar cialis navarr buy cialis online cialis generika in deutschland kaufen cialis 5mg prix cialis cipla best buy cialis daily
Buy cialis online
یکشنبه 5 فروردین 1397 04:00 ق.ظ

Useful tips. Thanks.
try it no rx cialis try it no rx cialis if a woman takes a mans cialis achat cialis en suisse acheter cialis meilleur pri brand cialis nl cialis 20 mg try it no rx cialis the best site cialis tablets warnings for cialis
ask psychic question
جمعه 12 آبان 1396 07:47 ب.ظ
کار عالی! این نوع اطلاعاتی است که باید در سراسر شبکه به اشتراک گذاشته شود.
در حال حاضر شرم آور در گوگل قرار نیست این بالا برود!
بیا بریم و با وبسایتم حرف بزنم
با تشکر =)
How can you heal an Achilles tendonitis fast?
شنبه 1 مهر 1396 08:04 ب.ظ
Excellent post. I absolutely appreciate this website. Keep it up!
san646.blog.fc2.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:28 ب.ظ
This post will assist the internet viewers for creating new webpage or even a blog from start to end.
adriaknauss.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 03:42 ب.ظ
When someone writes an post he/she maintains the thought of
a user in his/her mind that how a user can know it. So that's
why this piece of writing is amazing. Thanks!
Can Pilates make you look taller?
سه شنبه 3 مرداد 1396 10:06 ب.ظ
Simply desire to say your article is as surprising.
The clarity in your post is just spectacular and i can assume you're an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your feed to keep up to date with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the gratifying work.
Deloris
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:47 ق.ظ
bookmarked!!, I like your site!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:22 ب.ظ
This design is wicked! You most certainly know how to keep a reader entertained.

Between your wit and your videos, I was almost
moved to start my own blog (well, almost...HaHa!)
Great job. I really loved what you had to say, and more than that,
how you presented it. Too cool!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 08:06 ب.ظ
I'm not sure exactly why but this web site is loading very slow for me.
Is anyone else having this issue or is it a problem on my end?

I'll check back later and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر